پيترو دلا واله ( مترجم : شعاع الدين شفا )

136

سفرنامه پيترو دلا واله ( قسمت مربوط به ايران ) ( فارسى )

جاى مانده است و اگر خمير پرمايه باشد ، رنگ قرمز تيره رنگى باقى مىماند كه به نظر من به زيبايى آن رنگ نارنجى نيست ؛ ولى به نظر خود آنان به اين ترتيب سفيدى مچ و بقيهء دست بهتر نمودار مىشود . ضمن برگزارى جشن حنابندان ، شب بين جمعه و شنبه را در جيرود مانديم و روز شنبه پس از سه فرسنگ راه‌پيمايى در يك جادهء پر گل و لاى به ده كوچكى به نام تالار پشت « 1 » رسيديم و شب در همان‌جا مانديم . در اينجا به مردمى برخورد كرديم كه به تازگى از كوهستان آمده بودند و درجهء بىاطلاعى آنان به قدرى بود كه وقتى مقدارى عليق براى اسب‌ها به ما فروختند ، براى پرداخت پول آن ، كه مبلغ ناچيزى مىشد ، بايستى با دانه‌هاى باقلا به شمارش مىپرداختيم و اين كار بيش از يك ساعت وقت ما را تلف كرد . يكشنبه كوه و دره به پايان رسيد و زمين مسطح آغاز شد . در اينجا وارد جنگلى شديم كه در آن جادهء خوب و عريضى تعبيه شده بود و اطراف اين جاده پر از درختان بلندى بود كه غالبا موهاى وحشى به دور آنها پيچيده بودند . براى عبور از اين جنگل با مشكلات فراوانى مواجه شديم ؛ زيرا زمين آنجا به علت وجود آب‌روهاى زياد ، مملو از گل و لاى بود ، به‌طورى كه شترها با وجود بلندى پا و تنه گاه تا شكم در گل فرو مىرفتند و خودتان مىتوانيد تصور كنيد در اين صورت به سر حيوانات ديگرى از قبيل اسب و غيره چه بلايى مىآمد . براى غلبه بر اين مشكل ، شاه دستور داده است تمام جاده را سنگ‌فرش كنند ، و ما در حين عبور مشاهده مىكرديم سنگ‌هاى فراوانى را به اين قصد در كنار جاده چيده‌اند و به‌علاوه خانه‌هاى زيادى از گل و چوب در اطراف جاده ساخته شده بود ، كه به كارگران راه تعلق داشت ، منتهى هنوز كار شروع نشده بود ، زيرا شرايط جوّى اجازه نمىداد و در فصل زمستان به علت باران‌هاى مداوم ، تمام امور در مازندران مختل مىشود . در اين شرايط دشوار ، نزديك به دو فرسخ با مشقت تمام طى كرديم و قبل از اين‌كه از جنگل بگذريم ، شب شد . كوشش كرديم تا از زوزهء سگان يا صداى حيوانات ديگر ، نشانى از يك آبادى نزديك به دست آوريم ، ولى سعى ما بيهوده بود و در نتيجه مجبور شديم شب را در همان جنگل ميان درختان به سر آوريم . از پوشش بارها در اطرافمان ديوارى درست كرديم و در روى بسترى كه از تودهء برگ درختان به وجود آمده

--> ( 1 ) . نويسنده در اينجا باز اسم ده را اشتباه لفظ نامأنوس و غلطى مىنويسد ، ولى از شباهت كلمه و خط سير او مىتوان استنباط كرد كه منظور تالار پشت است . - م .